مير تقي الدين كاشاني

273

خلاصة الأشعار و زبدة الأفكار ( بخش كاشان ) ( فارسي )

از كسى طمع نمىكرد امّا در آخر حال به سبب شهرت شاعرى و به واسطهء آنكه او را قوّت كسب نمانده بود پاى در دايرهء اهل طمع ، كه هيچ‌كس در آن وادى سرگردان مباد ، درآورده بود و به واسطهء اخذ اندك وظيفه و موضوعى كه در دفاتر احسان داشت بر در دونان انتظار بسيار مىكشيد : شعر كنار حرص دلا پر كجا توانى كرد * تو از طمع كه سه حرف ميان تهى افتاد عزيز من در درويشى و قناعت زن * كه خوارى از طمع و عزّت از قناعت زاد اگر بلغزد پاى توانگرى سهل است * سعادت سر درويشى و قناعت باد امّا با وجود آنكه روزگارى طويل در شاعرى سعى نموده بود و ابيات متين و سخنان رنگين ازو سر زده ، به خلاف شعراى زمان خود بسيار درويش و فقير نهاد بود ، چنانچه اگر در مجلسى واقع مىشد كه سخن از وادى شعر و فصاحت و بلاغت اين طايفه مىگذشت ، نام از شعر و حالت شاعرى خود نمىبرد و چون واصلان سر از گريبان نيستى برزده ، از عربده و جوش اين طايفه خود را دلگير مىنمود و زبان حالش به مضمون اين مقال طريق ترجمان مىپيمود . رباعيّه كامل صفتى راه فنا مىپيمود * چون باد گذر كرد ز درياى وجود يك موى ز هست او بر او باقى بود * آن موى به چشم فقر ، زنّار نمود اميد كه حق سبحانه و تعالى همگنان را از صفت عجب و خودبينى در ظلّ توفيق خود نگاه دارد و بر صراط مستقيم انصاف و عدل كه مرصاد مبدأ و معاد است ، مستقيم و مقيم بدارد و به درجهء اهل فنا كه واصلان عالم قرب و مقرّبان صوامع قدس‌اند برساند ، بكرمه و جوده و منّه . امّا وفات سيد مشار اليه در اواخر شهر ذى الحجهء سنهء ثمان و ثمانين و تسعمائه ( 988 ) اتّفاق افتاد بعد از آنكه سال عمرش از سبعين تجاوز نموده ، و اين چند بيت از او كه در غايت خوبى است در اين نسخهء شريفه مثبّت گشته . « 1 »

--> ( 1 ) . ترجمه احوال شاعر در صبح گلشن ، ص 615 ؛ مجمع الخواص ، ص 96 ؛ تذكرهء سامى ، ص 40 ؛ و الذريعة ، ج 9 ، ص 1312 نيز آمده است .